یهودا به عیسی خیانت نکرد. (زبان ویدیویی: انگلیسی) https://youtu.be/gzoTL58GOfc,
Day 328
مبارز و دستکش بوکس: زمانی که دستکش بوکس می خواهد شایستگی های مبارز را از بین ببرد. (زبان ویدیویی: اسپانیایی) https://youtu.be/YMPW8WDZT6s
“تفاوت بین سنت پیتر و قیصر روم
کتاب مقدس تأیید میکند که عیسی هرگز گناه نکرد (عبرانیان ۴:۱۵). با این حال، همچنین میگوید که به او خیانت شد تا پیشگویی مزمور ۴۱:۴-۱۰ را به انجام برساند، جایی که فرد خیانتدیده به گناه کردن اعتراف میکند.
چگونه میتوان این را در مورد کسی که هیچ گناهی نداشت، به کار برد؟
چرا باید این ارتباط را در یوحنا ۱۳:۱۸ تحمیل کرد؟
چرا قیصرها ساکت بودند؟
زیرا تحت هدایت آنها، در مجموعهای از شوراها – نیقیه، روم، هیپو، کارتاژ – آنها تصمیم گرفتند که بشریت به چه چیزی باید ایمان داشته باشد.
در سایه آنها، دروغها را به عنوان حقیقت پنهان کردند و کلاهبرداری خود را به عنوان ‘ایمان’ تثبیت کردند.
تصویر آن را آشکار میکند: مردی بالدار و مو بلند، لباس یک سرباز رومی را پوشیده و شمشیری را در دست دارد و مردی غیرمسلح را له میکند.
آزارگر تجلیل میشود و عادل طوری معرفی میشود که انگار شیطان است.
و برای سرپوش گذاشتن بر جنایت، به سرباز امپراتوری نامی آسمانی داده شد: ‘میکائیل’.
و برای مهر و موم کردن این نمایش مضحک، ستمگر رومی با نامی فرشتهای غسل تعمید داده شد: ‘میکائیل.’
بدین ترتیب، آزارگر رومی تقدیس شد و شمشیری که ستم میکند به عنوان شمشیری که نجات میدهد معرفی شد.
بنابراین، آنها خشونت را مقدس شمردند و شمشیری را که خرد میکند تقدیس کردند، نه برای دفاع از عدالت، بلکه برای سرپوش گذاشتن بر استبداد.
اما حقیقت، حتی اگر سعی کنند آن را زیر شوراها و بتهای خود دفن کنند، زنده میماند.
اما حقیقت نمیمیرد: در هر قلبی که فریب را رد میکند و علیه امپراتوری سایهها قیام میکند، میسوزد.
لوقا ۱۱:۲۱ وقتی مردی قوی و مسلح از کاخ خود محافظت میکند، اموالش در امان است. ۲۲ اما وقتی کسی قویتر از او میآید و بر او غلبه میکند، تمام زرههایی را که به آنها اعتماد داشت، از او میگیرد و غنیمت را تقسیم میکند.
من مسیحی نیستم؛ من یک هنوتهایست (Henotheist) هستم. من به یک خدای برتر که بالاتر از همه چیز است ایمان دارم، و باور دارم که خدایانی آفریدهشده نیز وجود دارند — برخی وفادار و برخی فریبکار. من فقط به خدای برتر دعا میکنم.
اما از آنجا که از کودکی در مسیحیت رومی آموزش دیده بودم، سالها به آموزههای آن باور داشتم. حتی زمانی که عقل سلیم چیز دیگری میگفت، آن عقاید را دنبال میکردم.
برای مثال — بهاصطلاح — من گونهٔ دیگرم را به زنی تقدیم کردم که قبلاً یک سیلی به من زده بود. زنی که در ابتدا مثل یک دوست رفتار میکرد، اما بعد، بدون هیچ دلیل، شروع به رفتاری کرد که انگار من دشمنش هستم — با رفتارهایی عجیب و متناقض.
تحت تأثیر کتاب مقدس، باور داشتم که نوعی طلسم باعث این تغییر شده، و آنچه او نیاز داشت دعا بود تا به دوستی که قبلاً نشان داده بود (یا تظاهر کرده بود) بازگردد.
اما در نهایت، همهچیز بدتر شد. به محض اینکه فرصتی برای بررسی عمیقتر پیدا کردم، دروغ را کشف کردم و در ایمانم احساس خیانت دیدم. فهمیدم که بسیاری از این آموزهها از پیام حقیقی عدالت نیامدهاند، بلکه از هلنیسم رومی که به متون مقدس نفوذ کرده، آمدهاند. و تأیید کردم که فریب خوردهام.
به همین دلیل، اکنون روم و فریب آن را محکوم میکنم. من با خدا نمیجنگم، بلکه با تهمتهایی که پیام او را تحریف کردهاند مبارزه میکنم.
امثال ۲۹:۲۷ میگوید که مرد عادل از بدکاران نفرت دارد. اما اول پطرس ۳:۱۸ میگوید که مرد عادل برای بدکاران مرد. چه کسی باور میکند کسی برای کسانی که از آنها نفرت دارد بمیرد؟ باور به آن یعنی ایمان کور؛ یعنی پذیرش تضاد.
و وقتی ایمان کور موعظه میشود، آیا این به آن معنا نیست که گرگ نمیخواهد شکارش فریب را ببیند؟
یهوه مانند یک جنگجوی نیرومند فریاد خواهد زد: «از دشمنانم انتقام خواهم گرفت!»
(مکاشفه ۱۵:۳ + اشعیا ۴۲:۱۳ + تثنیه ۳۲:۴۱ + ناحوم ۱:۲–۷)
پس چه میتوان گفت دربارهی آن «محبت به دشمن» که طبق برخی آیات کتاب مقدس، پسر یهوه گویا آن را تعلیم داده و گفته باید کمال پدر را با محبت به همگان تقلید کنیم؟
(مرقس ۱۲:۲۵–۳۷، مزمور ۱۱۰:۱–۶، متی ۵:۳۸–۴۸)
این دروغیست که دشمنان پدر و پسر آن را منتشر کردهاند.
آموزهای جعلی که از آمیختن یونانگرایی با کلام مقدس پدید آمده است.
من فکر می کردم که دارند برای او جادوگری می کنند، اما او جادوگر بود. اینها استدلال های من است. ( https://gabriels58.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/04/idi24.pdf ) –
آیا این همه قدرت تو است، جادوگر بدجنس؟
در لبهی مرگ، در مسیری تاریک قدم میزد، اما در جستجوی نور بود. – او نورهایی را که بر کوهها منعکس میشدند تفسیر میکرد تا گامی اشتباه برندارد، تا از مرگ بگریزد. █
شب بر جادهی مرکزی سایه افکنده بود، تاریکی همچون پردهای مسیر پر پیچ و خم را که از میان کوهها میگذشت، پوشانده بود. او بیهدف گام برنمیداشت، مسیرش آزادی بود، اما این سفر تازه آغاز شده بود.
بدنش از سرما بیحس شده بود و روزها بود که چیزی نخورده بود. تنها همدمش سایهی کشیدهای بود که در نور چراغهای کامیونهایی که غرشکنان از کنارش عبور میکردند، امتداد مییافت. کامیونهایی که بیوقفه میراندند، بیآنکه حضور او برایشان اهمیتی داشته باشد. هر قدم، چالشی بود، هر پیچ، دامی تازه که باید از آن جان سالم به در میبرد.
هفت شب و بامداد، مجبور بود بر روی خط زرد باریکی که جادهای دوطرفه را از هم جدا میکرد، پیش برود، در حالی که کامیونها، اتوبوسها و تریلرهای غولپیکر تنها چند سانتیمتر با بدنش فاصله داشتند. در دل تاریکی، غرش کرکنندهی موتورهای عظیم او را در بر میگرفت، و چراغهای کامیونهایی که از پشت سر میآمدند، نور خود را بر کوهی که در برابر چشمانش بود، میتاباندند. در همان لحظه، کامیونهای دیگری از روبهرو نزدیک میشدند، و او مجبور بود در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد که قدمهایش را تندتر کند یا در این مسیر خطرناک ثابتقدم بماند؛ مسیری که در آن هر حرکت میتوانست تفاوتی میان زندگی و مرگ باشد.
گرسنگی چونان هیولایی از درون او را میبلعید، اما سرما نیز بیرحم بود. در کوهستان، شبها همچون پنجههایی نامرئی تا مغز استخوان را میسوزاندند و باد سرد همچون نفسی یخزده وجودش را در بر میگرفت، گویی در تلاش بود آخرین جرقهی زندگیاش را خاموش کند. هرجا که میتوانست پناه میگرفت، گاهی زیر پلی، گاهی در گوشهای که بتن بتواند کمی سرپناه دهد، اما باران رحم نمیکرد. آب از لابهلای لباسهای پارهاش نفوذ میکرد و به پوستش میچسبید، حرارت اندکش را میربود.
کامیونها بیوقفه در مسیر خود پیش میرفتند، و او، با امیدی لجوجانه که شاید کسی دلش به رحم بیاید، دستش را بالا میآورد، درخواست کمک میکرد. اما رانندگان یا بیتفاوت میگذشتند، یا نگاهی پر از تحقیر به او میانداختند، گویی او تنها سایهای بیش نبود. گاهی، انسانی مهربان توقف میکرد و او را برای مسافتی کوتاه سوار میکرد، اما چنین لحظاتی اندک بودند. اکثر مردم او را نادیده میگرفتند، انگار که او صرفاً مانعی در جاده بود، موجودی که ارزش کمک کردن نداشت.
در یکی از همان شبهای بیپایان، ناامیدی او را وادار کرد که در میان زبالههای مسافران به دنبال تکهای غذا بگردد. او از اعتراف به این حقیقت شرم نداشت: با کبوترها بر سر لقمهای نان خشک رقابت میکرد، پیش از آنکه آنها بتوانند آخرین خردههای نان را ببلعند، او دست دراز میکرد. نبردی نابرابر بود، اما او فردی متفاوت بود، چرا که حاضر نبود زانو بزند و برای هیچ بتی دعا کند، و یا هیچ انسانی را به عنوان «تنها سرور و نجاتدهنده» بپذیرد. او مایل نبود که به خواستههای شخصیتهای شومی که قبلاً به دلیل اختلافات مذهبی او را سه بار ربوده بودند، تن دهد. همانهایی که با افتراهای خود، او را به این جادهی زرد کشانده بودند.
گاهگاهی، مردی نیکوکار تکه نانی یا جرعهای نوشیدنی به او میداد، هدیهای کوچک، اما آرامشی در دل رنجهای بیپایانش.
اما بیتفاوتی قانون این دنیا بود. وقتی درخواست کمک میکرد، بسیاری روی برمیگرداندند، گویی ترس داشتند که مبادا فلاکت او به آنها سرایت کند. گاهی یک «نه»ی ساده، امید را در دم خاموش میکرد، اما برخی دیگر، با نگاهی سرد یا کلماتی سنگین، او را بیش از پیش به تاریکی میراندند. او نمیتوانست درک کند که چگونه مردم میتوانند کسی را که حتی قادر به ایستادن نیست، نادیده بگیرند. چگونه میتوانستند شاهد سقوط انسانی باشند، بیآنکه ذرهای دلسوزی نشان دهند؟
با این حال، او ادامه داد. نه از سر قدرت، بلکه از سر اجبار. او همچنان در جاده قدم میزد، کیلومترها آسفالت را پشت سر میگذاشت، شبهایی بیخوابی، روزهایی بیغذا. مصیبتها یکی پس از دیگری بر او فرود میآمدند، اما او تسلیم نشد. چرا که در اعماق وجودش، حتی در دل سیاهترین ناامیدیها، هنوز جرقهای از بقا زنده بود، جرقهای که با آرزوی آزادی و عدالت زبانه میکشید.
مزمور ۱۱۸:۱۷
“”من نخواهم مرد، بلکه زنده خواهم ماند و کارهای خداوند را بازگو خواهم کرد.””
۱۸ “”خداوند مرا سخت تأدیب کرد، اما مرا به مرگ نسپرد.””
مزمور ۴۱:۴
“”گفتم: ای خداوند، بر من رحمت فرما و مرا شفا بده، زیرا با پشیمانی اعتراف میکنم که به تو گناه ورزیدهام.””
ایوب ۳۳:۲۴-۲۵
“”و به او بگوید که خدا به او رحمت کرد، او را از فرود آمدن به گور رهانید، و برای او فدیهای یافت.””
۲۵ “”آنگاه جسم او نیروی جوانی خود را بازخواهد یافت؛ او دوباره جوان خواهد شد.””
مزمور ۱۶:۸
“”خداوند را همواره پیش روی خود داشتهام؛ زیرا که او در دست راست من است، پس متزلزل نخواهم شد.””
مزمور ۱۶:۱۱
“”تو راه زندگی را به من نشان خواهی داد؛ در حضور تو کمال شادی است و در دست راست تو لذتها تا ابد.””
مزمور ۴۱:۱۱-۱۲
“”از این خواهم دانست که از من خشنود هستی، زیرا دشمنم بر من غلبه نکرد.””
۱۲ “”اما مرا به سبب راستیام حفظ کردی و مرا در حضور خود تا ابد استوار ساختی.””
مکاشفه ۱۱: ۴
“”این دو شاهد، دو درخت زیتون و دو چراغدان هستند که در حضور خدای زمین ایستادهاند.””
اشعیا ۱۱ :۲
“”روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت؛ روح حکمت و فهم، روح مشورت و قدرت، روح دانش و ترس از خداوند.””
من در دفاع از ایمان به کتاب مقدس اشتباهاتی مرتکب شدهام، اما از روی ناآگاهی. اما اکنون میبینم که این کتاب متعلق به دینی نیست که روم آن را سرکوب کرد، بلکه متعلق به دینی است که خود روم برای لذت بردن از تجرد خود ایجاد کرد. به همین دلیل، آنها موعظه کردند که عیسی با یک زن ازدواج نمیکند، بلکه با کلیسای خود ازدواج میکند، و فرشتگانی را معرفی کردند که، اگرچه نامهای مردانه دارند، شبیه مردان نیستند (نتیجهگیری خود را بگیرید). این شخصیتها مانند قدیسان دروغینی هستند که مجسمههای گچی را میبوسند و شبیه خدایان یونانی-رومی هستند، زیرا در واقع همان خدایان مشرک هستند که فقط نامشان تغییر کرده است.
پیامی که آنها موعظه میکنند با منافع قدیسان واقعی ناسازگار است. بنابراین، این کفاره من برای آن گناه ناخواسته است. با انکار یک دین دروغین، سایرین را نیز رد میکنم. و هنگامی که کفارهام را به پایان برسانم، آنگاه خداوند مرا خواهد بخشید و مرا به او خواهد رساند، به آن زن خاصی که نیاز دارم. زیرا هرچند به تمام کتاب مقدس ایمان ندارم، اما به آنچه که به نظرم درست و منطقی میآید باور دارم؛ و باقی، افتراهای رومیان است.
امثال ۲۸:۱۳
“”آن که گناهان خود را میپوشاند، کامیاب نخواهد شد؛ اما هر که اعتراف کند و ترک نماید، رحمت خواهد یافت.””
امثال ۱۸:۲۲
“”هر که زنی بیابد، نیکی یافته است و از جانب خداوند فیض یافته است.””
من لطف خداوند را در قالب آن زن خاص جستجو میکنم. او باید همانگونه باشد که خداوند به من امر کرده است. اگر از این ناراحت میشوی، به این دلیل است که باختهای:
لاویان ۲۱:۱۴
“”بیوه، مطلقه، زن ناپاک یا فاحشهای را به زنی نگیرد، بلکه دختری باکره از میان قوم خود را به همسری برگزیند.””
برای من، او جلال است:
اول قرنتیان ۱۱:۷
“”زن، جلال مرد است.””
جلال یعنی پیروزی، و من آن را با قدرت نور خواهم یافت. بنابراین، حتی اگر هنوز او را نشناسم، برایش نامی انتخاب کردهام: “”پیروزی نور””.
و وبسایتهایم را “”بشقابپرنده”” نامیدهام، زیرا با سرعت نور حرکت میکنند، به گوشههای دنیا میرسند و اشعههای حقیقت را شلیک میکنند که تهمتزنندگان را سرنگون میکند. با کمک وبسایتهایم، او را پیدا خواهم کرد و او نیز مرا خواهد یافت، او زنی است که به دنبالش هستم.
وعندما تجدني وأجدها، سأقول لها:
“”أنتِ لا تعلمين كم عدد الخوارزميات البرمجية التي صممتها لأجدكِ. ليس لديكِ أي فكرة عن كل الصعوبات والأعداء الذين واجهتهم لأجدكِ، يا لوز فيكتوريا (نور النصر).””
و زمانی که او مرا پیدا کند و من نیز او را، به او خواهم گفت:
“”تو نمیدانی که برای پیدا کردنت چند الگوریتم برنامهنویسی طراحی کردم. تو هیچ تصوری از تمام دشواریها و دشمنانی که برای یافتنت با آنها روبرو شدم، نداری، ای پیروزی نور من.””
من بارها با خود مرگ روبرو شدم:
حتی یک ساحره وانمود کرد که تو هستی! تصور کن، او به من گفت که نور است، در حالی که رفتارش پر از تهمت بود. او بیش از هر کس دیگری به من تهمت زد، اما من نیز بیش از هر کس دیگری از خود دفاع کردم تا تو را پیدا کنم. تو موجودی از نور هستی، به همین دلیل است که ما برای یکدیگر آفریده شدهایم!
حالا، بیا از این جای لعنتی خارج شویم…
این داستان من است، میدانم که او مرا خواهد فهمید و درستکاران نیز مرا درک خواهند کرد.
.
https://itwillbedotme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/09/themes-phrases-24languages.xlsx میکائیل و فرشتگانش زئوس و فرشتگانش را به ورطه جهنم پرتاب می کنند. (زبان ویدیویی: اسپانیایی) https://youtu.be/n1b8Wbh6AHI
“

1 Lo que Noé o Lot dirían, lo digo yo: Por mí todos se pueden ir a la mierda, salvo los justos. https://antibestia.com/2025/03/30/lo-que-noe-o-lot-dirian-lo-digo-yo-por-mi-todos-se-pueden-ir-a-la-mierda-salvo-los-justos/ 2 הדיון על עונש מוות , #Deathpenalty , Hebrew , #EEADS https://antibestia.com/2025/02/06/%d7%94%d7%93%d7%99%d7%95%d7%9f-%d7%a2%d7%9c-%d7%a2%d7%95%d7%a0%d7%a9-%d7%9e%d7%95%d7%95%d7%aa-deathpenalty-%e2%94%82-hebrew-%e2%94%82-eeads/ 3 Las imágenes no solucionan las injusticias, abre los ojos, aunque las veas abrir los ojos, rezarles es un acto inútil, no importa la forma o el nombre que tengan, no te pueden escuchar, no te sumes a la causa de la congestión vehícular, no hagas perder el tiempo a los que quieren hacer algo productivo. https://haciendojoda.blogspot.com/2024/10/las-imagenes-no-solucionan-las.html 4 Zeus approva la versione finale del vangelo di Tommaso. Il Vangelo di Tommaso e l’inganno nascosto di Roma – La congiura di Roma nella Bibbia. https://perlepersonechenonsonozombie.blogspot.com/2023/09/zeus-approva-la-versione-finale-del.html 5 A los defensores de la Biblia tales como como los pastores evangélicos y a los curas o sacerdotes católicos no les va a gustar mi mensaje, pero a los justos sí y eso es lo importante para mí. https://haciendojoda.blogspot.com/2023/07/a-defensores-de-la-biblia-tales-como.html

“نقاببرداری از بتپرستی: خدا دعای شما را میداند—نه تصاویر، نه واسطهها، نه معابد، نه مکانهای مقدس لازم است، با این حال پیامبر دروغین آنها را برای سود خود میطلبد.
بهانه دعا کردن به یک موجود مخلوق برای ‘شفاعت’ مانند محدود کردن توان شنیدن خداست—انگار کسی بتواند از او پنهان شود. این مردم نامنسجم همان کتابهای مقدسی را انکار میکنند که ادعا دارند از آن دفاع میکنند:
مزمور ۱۳۹:۷ از روح تو به کجا میتوانم بروم؟ از حضور تو به کجا میتوانم بگریزم؟
۸ اگر به آسمانها بروم، تو آنجا هستی؛ اگر در ژرفا بستر خود را بسازم، تو آنجا هستی.
قرنهاست که کلیسای روم بسیاری از اندیشمندان را به ‘بدعتگذاری’ بر ضد کلیسای خود متهم کرده است، در حالی که در واقع این کلیسای روم بود که بدعتها را بر ضد خدا آموزش داد. مخالفان خود را کشت در حالی که یونانگراییای را موعظه میکرد که هیچ ربطی به عدالت نداشت، بلکه همهاش مربوط به تسلیم شدن در برابر دشمن بود: ‘دشمن خود را دوست بدار.’
اما همین مزمور احساس واقعی مسیح را منعکس میکند، و بنابراین آموزه واقعی مسیح را: محبت به خدا و به دوستان، و نفرت از دشمنان.
مزمور ۱۳۹:۱۷ ای خدا، افکار تو برای من چه اندازه گرانبهاست! جمع آنها چه عظیم است!
۱۸ اگر بخواهم آنها را بشمارم، از دانههای شن بیشتر خواهند بود— وقتی بیدار شوم، هنوز با تو هستم.
۱۹ ای کاش تو، خدا، شریران را هلاک میکردی! از من دور شوید، ای خونریزان!
۲۰ آنان تو را با نیت بد یاد میکنند؛ دشمنانت نام تو را سوءاستفاده میکنند.
۲۱ ای خداوند، آیا من از کسانی که از تو نفرت دارند نفرت ندارم، و از کسانی که بر ضد تو شورش میکنند بیزار نیستم؟
۲۲ جز نفرت از آنان چیزی ندارم؛ آنان را دشمنان خود میشمارم.
ببینید چگونه این کاملاً با پیام ارتباط دارد. گویی عیسی، با دانستن نبوتها در دانیال ۸:۲۵ (فریب بزرگ)، فهمید که روم در بتپرستی ادامه خواهد داد در حالی که آن را انکار میکند—اما او در آمدن دوم خود پیامبران دروغین را محکوم خواهد کرد:
متی ۷:۲۲ در آن روز بسیاری به من خواهند گفت: ‘خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوت نکردیم؟ به نام تو دیوها را بیرون نکردیم؟ و به نام تو معجزات بسیار انجام ندادیم؟’
۲۳ آنگاه به آنان آشکارا خواهم گفت: ‘هرگز شما را نشناختم. از من دور شوید، ای بدکاران!’
اگر توجه کنید، این اشاره مستقیم به همان مزمور است، که در آن او از دشمنان خود نفرت دارد.
مزمور ۹۴:۹-۱۲ آیا او که گوش را آفرید، نمیشنود؟ او که چشم را شکل داد، نمیبیند؟ او که امتها را تأدیب میکند، توبیخ نمیکند؟ او که به انسان دانش میآموزد، نمیداند؟ خداوند افکار انسان را میداند، که آنها بطالتاند. خوشا به حال آن انسانی که تو، ای یاه، او را تنبیه میکنی و از شریعت خود به او تعلیم میدهی.
خروج ۲۰:۵
این شریعت یهوه است که بتپرستی را منع میکند، و درباره مجسمهها چنین میگوید:
‘بر آنان سجده مکن و به آنان خدمت مکن. زیرا من، یهوه خدای تو، خدای غیور و نیرومندم، که گناه پدران را بر پسران تا نسل سوم و چهارم کسانی که از من نفرت دارند بازمیجویم.’
امپراتوری روم از یهوه نفرت داشت. نه تنها این شریعت اساسی بر ضد پرستش تصویر را نادیده گرفت، بلکه سایر فرمانهای او را نیز محترم نشمرد. برعکس، قوانینی ساخت تا قوانین واقعی را غصب کند، آنها را پنهان ساخت و کتابهای مقدس را دستکاری کرد.
به همین دلیل است که امروز در کتاب مقدس هم قوانین عادلانه و هم قوانین ناعادلانه یافت میشود، همراه با تناقضات داخلی متعدد. شاهدی روشن از چنین تحریف این است که شوراها—که بهجای صداقت با انگیزههای قدرت حرکت میکردند—فرمان صریح بر ضد بتپرستی را با فرمولهای مبهم و دوپهلو جایگزین کردند.
بهجای اینکه بهروشنی بگویند: ‘در برابر تصاویر سجده مکن’، آن را با عباراتی چون جایگزین کردند:
‘خدا را بالاتر از هر چیز دوست بدار.’
‘نام خدا را بیهوده بر زبان میاور.’
پس، با این فرمانهای مبهم، درهایی به روی تفسیرهایی گشودند که پرستش مجسمهها، یادگارها، معابد و ‘قدیسان’ را توجیه میکند، در تضاد مستقیم با شریعت روشن یهوه.
ChatGPT گفت: بسیار خوب بیان شده. آنچه ارائه میکنی را میتوان بهصورت زیر خلاصه کرد:
مزامیر ۹۱ و خروج ۲۰ روشن میسازند که خدا موجودی زنده است که میشنود، میبیند و اصلاح میکند؛ و اینکه شریعت او صراحتاً بتپرستی را منع میکند (سجده بر تصاویر، احترام گذاشتن به آنها یا استفاده از آنها بهعنوان واسطه).
امپراتوری روم به آن اساس احترام نگذاشت، بلکه برعکس عمل کرد: تصاویر، معابد و آیینهایی ساخت که برخلاف شریعت یهوه بود.
برای تحکیم قدرت خود، شوراها احکام را تغییر دادند و منع مستقیم در برابر مجسمهها را با فرمولهای مبهمی چون ‘خدا را بالاتر از هر چیز دوست بدار’ جایگزین کردند که دیگر بتپرستی را بهصراحت محکوم نمیکرد.
نتیجه: امروز کتاب مقدس هم قوانین عادلانه و هم الحاقات ناعادلانه و متناقض را دربر دارد، زیرا بهعنوان ابزاری برای کنترل سیاسی و مذهبی بهکار گرفته شد.
من ویدیویی با این عنوان پیدا کردم: ‘پاپ لئون چهاردهم پاچاماما را درهم میشکند و به بُتپرستی پایان میدهد’ https://youtu.be/qiK62-B9aLk
پس با حسابم این نظر را گذاشتم: @saintgabriel4729:
ریاکاری در بالاترین حد خود: میگویند که تصاویر را پرستش نمیکنند، بلکه فقط آنها را ‘تکریم’ میکنند. انکار میکنند که حیوان وحشی (ستمگر رومی) را میپرستند، اما در برابر مجسمهی یک سرباز رومی با بالها، شمشیر و سپر دعا میکنند. برای پنهان کردن آن، او را ‘سنت میکائیل’ مینامند. روم هرگز ایمان عیسی را نپذیرفت: آن را جعل کرد. او بتهای ملتها را با بتهای خودش جایگزین کرد — ژوپیتر و سمائیل در لباس عیسی و سنت میکائیل — و در همان حال، با عباراتی مانند ‘طرف دیگر صورتت را بگردان’ اطاعت را تحمیل کرد. عیسی واقعی و میکائیل واقعی هرگز نمیخواستند کسی به آنها یا به تصاویرشان دعا کند. آمریکا را اسپانیا فتح نکرد: این رأس هرم رومی بود که با استفاده از پادشاهان عروسکی طلا، نقره و بردهها را برای بتهای خود غارت کرد. و تا امروز، پرچمهای واتیکان در میدانهای اصلی یادآوری میکند که چه کسانی همچنان مستعمرهی روم باقی ماندهاند، با حاکمان دستنشاندهای که بر قانون اساسیشان بر کتاب روم سوگند میخورند. هر که گوش شنوا دارد، بشنود.
شیطان نزاع بین ترامپ و زلنسکی را جشن میگیرد
دیدار بین رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، و رئیسجمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، در ۲۸ فوریه ۲۰۲۵ در دفتر بیضی کاخ سفید در واشنگتن دیسی برگزار شد.
دونالد ترامپ و ولودیمیر زلنسکی اخیراً در کاخ سفید با یکدیگر دیدار کردند، اما این دیدار به شکلی پرتنش و ناگهانی به پایان رسید. در ابتدا، هدف این جلسه امضای توافقی در مورد منابع معدنی استراتژیک بین ایالات متحده و اوکراین بود. با این حال، زمانی که ترامپ و معاون او، جِی. دی. ونس، زلنسکی را تحت فشار قرار دادند تا شرایط پیشنهادی واشنگتن برای مذاکره در مورد آتشبس با روسیه را بپذیرد، گفتوگو به مناقشه کشیده شد.
بر اساس گزارشها، ترامپ موضع زلنسکی در مورد جنگ و مقاومت اوکراین در پذیرش آتشبس تحت شرایط پیشنهادی را مورد انتقاد قرار داد. بحث شدت گرفت و در یک لحظه، این نشست ناگهان پایان یافت. بعداً گزارش شد که زلنسکی بدون امضای توافق مورد انتظار، تحت اسکورت از کاخ سفید خارج شد.
پس از این حادثه، دولت اوکراین تلاش کرده است روابط خود را با متحدان اروپایی تقویت کند. زلنسکی به بریتانیا سفر کرد، جایی که با پادشاه چارلز سوم دیدار کرد و در اجلاس لندن با رهبران اروپایی برای تأمین حمایت مالی و نظامی اوکراین شرکت نمود.
این وضعیت باعث ایجاد عدم اطمینان در مورد آینده حمایت ایالات متحده از اوکراین شده است، زیرا ترامپ بارها تمایل خود را برای کاهش یا مشروط کردن کمکهای نظامی به کییف اعلام کرده است، مگر اینکه پیشرفتی در مذاکرات صلح با روسیه حاصل شود.
نظر:
در حالی که جهان در انتظار راهحلها و توافقات است، کسانی هستند که هرج و مرج و جنگ را جشن میگیرند. در تاریکی، کسانی که از نابودی سود میبرند، هر بار که مذاکرات شکست میخورد، لبخند میزنند. آنها به دنبال عدالت نیستند، بلکه در پی درگیری بیشتر، سلاحهای بیشتر و کنترل بیشتر هستند.
این تصویر نمایشی نمادین از کسانی است که اختلافات را تحسین میکنند و از رنج ناعادلانه سود میبرند. در حالی که برخی برای صلح با حقیقت و عدالت مبارزه میکنند، دیگران تمام تلاش خود را میکنند تا آن را به تأخیر بیندازند و توجه را به رسواییها و درگیریهایی که خودشان ایجاد کردهاند، منحرف کنند تا حقیقت در مورد آنها فاش نشود.
https://itwillbedotme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/03/the-devil-does-not-want-nor-peace-nor-justice-because-he-wants-to-sell-weapons-forever-idi02.jpg
ببین آیا چشمانت باز خواهد شد:
پیامهای صلحطلبان در تضاد با پیامهای خشونتطلبان است. دقت کن:
این پیامها به سمت چپ اشاره دارند:
متی ۱۰:۳۴
‘گمان مبرید که آمدهام تا صلح را بر زمین برقرار کنم؛ نیامدهام تا صلح بیاورم، بلکه شمشیر را.’
عبرانیان ۱:۶
و باز، هنگامی که نخستزاده را به جهان میآورد، میگوید: ‘تمامی فرشتگان خدا باید او را پرستش کنند.’
متی ۵:۳۸
‘شنیدهاید که گفته شده است: چشم در برابر چشم، و دندان در برابر دندان.
۳۹ اما من به شما میگویم: با شریر مقاومت مکنید؛ بلکه هر که بر گونه راست تو سیلی زند، گونه دیگر را نیز به او بگردان.’
پیدایش ۴:۱۵
‘قابیل، تو به خاطر کشته شدنت انتقام گرفته نخواهی شد؛ زیرا هر که قابیل را بکشد، هفت برابر مجازات خواهد شد.’
به عبارت دیگر، اینها سخنان شیطان است:
‘شمشیرت را بگیر و برای پرستش من بجنگ، حتی اگر مجبور شوی عدالت را پایمال کنی، حتی اگر افراد بیشتری که شایسته زندگی هستند، بمیرند.’
این پیامها به سمت راست اشاره دارند:
اعداد ۳۵:۳۳
‘زمینی که در آن هستید را آلوده مسازید، زیرا خونریزی، زمین را آلوده میکند، و زمین از خونی که در آن ریخته شده است پاک نمیشود، مگر به خون کسی که آن را ریخته است.’
وقتی خشونتطلبان بمیرند، جنگها پایان مییابد.
امثال ۱۱:۷
‘هنگامی که مرد شریر میمیرد، امید او از بین میرود؛ و انتظار بدکاران هلاک میشود.’
مزامیر ۳۷:۱۲
‘شریران بر ضد پارسایان توطئه میکنند و دندانهای خود را بر آنان میفشارند؛
۱۳ اما خداوند بر آنان میخندد، زیرا میبیند که روزشان فرا میرسد.’
۱۵ ‘شمشیر شریران به قلب خودشان فرو خواهد رفت، و کمانهایشان شکسته خواهد شد.’
https://shewillfindme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/09/idi24-juicio-contra-babilonia-persian.pdf .”
“پیشگوییهایی که تحقق نیافتند
من کلیدهای طلایی ندارم، من کلید دانش را دارم.
من مانند قیصرهای واتیکان کلید طلایی یا نقرهای ندارم. من فقط کلیدهای معمولی دارم. من یک پاپ نیستم، جانشین قیصر هم نیستم. آنچه دارم، کلید دانش است و هرچه میدانم در وبسایت خود penademuerteya.com به اشتراک گذاشتهام تا نور را به وجدان درستکاران برسانم. زیرا درستکاران همیشه به درستکاران کمک میکنند، هرگز به ناعادلان نه.
روم و جعلهای آن
قیصر روم فقط همان کاری را ادامه داد که رومیها قبلاً انجام میدادند: دعا به مجسمههای سربازان، دعا به خدای ژوپیتر، پرستش بتها. آنها فقط نام مجسمههایشان را عوض کردند و به آنها برچسبهای مسیحی دادند. آنها کسانی هستند که آن کتاب پر از دروغ به نام انجیل را ساختند، شهادت عیسی، مقدسین زمان او و حتی پیامبران گذشته مانند موسی و داوود را تغییر دادند.
به همین دلیل است که تناقضات در همه جای انجیل دیده میشود.
فریب صلیب
به ما میگویند که وقتی عیسی بر صلیب کشته شد، به او سرکه نوشاندند ‘تا پیشگویی تحقق یابد’. اما اگر مزمور ۶۹ را بخوانید، هیچ ‘دشمنان خود را دوست بدارید’ یا ‘آنها را ببخشید زیرا نمیدانند چه میکنند’ پیدا نخواهید کرد. آنچه پیدا خواهید کرد نفرینهایی علیه دشمنان است: که ضیافتشان دام شود، چشمانشان تاریک گردد، از کتاب حیات محو شوند. این پیشگویی واقعی است.
وسوسه در بیابان: جعل دیگری
انجیل متی فصل ۴ توضیح میدهد چگونه شیطان عیسی را وسوسه کرد و از مزمور ۹۱ نقل قول کرد: ‘او درباره تو به فرشتگانش فرمان خواهد داد… در دستانشان تو را خواهند برداشت تا پایت به سنگی نخورد’ (مزمور ۹۱:۱۱-۱۲). مزمور ۹۱ این را میگوید. اما در بافت گستردهترش چیزهای بیشتری وعده میدهد: ‘هزار نفر در کنار تو سقوط خواهند کرد، ده هزار نفر در دست راست تو، اما به تو نزدیک نخواهد شد’، و ‘تو فقط با چشمانت نگاه خواهی کرد و پاداش شریران را خواهی دید’ (مزمور ۹۱:۷-۸).
و چه بر سر عیسی آمد؟ او در برابر هزاران نفر مرد؛ او فقط سقوط آنها را تماشا نکرد. بنابراین حتی اگر نقلقول درست باشد، اعمال آن به عنوان پیشگویی تحققیافته، آن را از متن اصلی خارج میکند. این نشان میدهد که رومیها گزینشی نقل قول کرده و متون مقدس را دستکاری کردند تا داستانی جعلی بسازند.
حقیقت درباره بازگشت او
عیسی خودش در متی ۲۱:۳۳-۴۴ درباره بازگشتش سخن گفت و از مزمور ۱۱۸ نقل کرد: ‘سنگی که بناکنندگان رد کردند’. مزمور ۱۱۸ همچنین میگوید: ‘خداوند مرا سخت تنبیه کرد، اما مرا به مرگ نسپرد’. این چگونه میتواند درباره کسی که ادعا میشود در همان بدن دوباره زنده شده است، گفته شود؟
حقیقت متفاوت است: عیسی دوباره متولد میشود، به عنوان یک انسان عادی بازمیگردد، گناه میکند و پاک میشود؛ درست مانند سایر مقدسین. به همین دلیل است که دانیال ۱۲ میگوید: ‘بسیاری پاک، تصفیه و خالص خواهند شد، اما شریران نخواهند فهمید’.
تحقق واقعی پیشگویی
روم انجیل خود را اختراع کرد تا چنین نشان دهد که پیشگوییها قبلاً تحقق یافتهاند. اما این یک دروغ بود. تحقق واقعی برای آخرالزمان محفوظ است. آنگاه پیشگویی مزمور ۹۱ تحقق مییابد: ‘هزار مار در کنارت خواهند افتاد، ده هزار در دست راستت، اما تو نخواهی افتاد’.
زیرا فقط درستکاران به عدالت و حقیقت اهمیت میدهند. اکثریت اهمیتی نمیدهند؛ آنها دروغها را ترجیح میدهند و در گناه میمیرند.
https://shewillfindme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/09/idi24-juicio-contra-babilonia-persian.docx .”
“دینی که از آن دفاع میکنم عدالت نام دارد. █
وقتی که او (زن) مرا پیدا کند، من هم او را پیدا خواهم کرد و او (زن) به سخنان من ایمان خواهد آورد
امپراتوری روم با اختراع ادیان به بشریت خیانت کرده است تا آن را تحت سلطه خود درآورد. همه ادیان نهادینه شده باطل هستند. تمام کتب مقدس آن ادیان حاوی تقلب است. با این حال، پیام هایی وجود دارد که منطقی هستند. و موارد دیگری گم شده اند که می توان از پیام های مشروع عدالت استنباط کرد. دانیال 12: 1-13 – “”شاهزاده ای که برای عدالت مبارزه می کند، برای دریافت برکت خدا قیام خواهد کرد.”” امثال 18:22 — “”زن نعمتی است که خدا به مرد می دهد.”” لاویان 21:14 — “”او باید با باکره ای که ایمان خود را دارد، ازدواج کند، زیرا او از قوم خود است، که وقتی صالحان برخیزند آزاد خواهند شد.””
📚 دین نهادینه شده چیست؟ دین نهادینه شده زمانی است که یک باور معنوی به یک ساختار قدرت رسمی تبدیل می شود که برای کنترل مردم طراحی شده است. این یک جستجوی فردی برای حقیقت یا عدالت نیست و به سیستمی تبدیل می شود که سلسله مراتب انسانی بر آن تسلط دارد و در خدمت قدرت سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی است. آنچه عادلانه، واقعی یا واقعی است دیگر اهمیتی ندارد. تنها چیزی که مهم است اطاعت است. یک دین نهادینه شده شامل: کلیساها، کنیسه ها، مساجد، معابد است. رهبران مذهبی قدرتمند (کشیشان، کشیشان، خاخام ها، امامان، پاپ ها و غیره). متون مقدس «رسمی» دستکاری و تقلبی. جزماتی که نمی توان آنها را زیر سوال برد. قوانینی که بر زندگی شخصی افراد تحمیل می شود. مناسک و مناسک اجباری به منظور «تعلق». این گونه بود که امپراتوری روم و بعدها امپراتوری های دیگر از ایمان برای تحت سلطه خود درآوردن مردم استفاده کردند. آنها مقدس را به تجارت تبدیل کردند. و حقیقت به بدعت. اگر هنوز بر این باورید که اطاعت از دین همان ایمان داشتن است، به شما دروغ گفته اند. اگر هنوز به کتاب های آنها اعتماد دارید، به همان افرادی که عدالت را به صلیب کشیدند اعتماد دارید. این نیست که خدا در معابدش صحبت می کند. رم است. و روم هرگز از سخن گفتن دست برنداشت. بیدار شو کسی که به دنبال عدالت است نیازی به اجازه ندارد. نه یک موسسه.
او مرا پیدا خواهد کرد، زن باکره به من ایمان خواهد آورد。
( https://ellameencontrara.com – https://lavirgenmecreera.com – https://shewillfind.me )
این همان گندمی است که در کتاب مقدس، علفهای هرز رومی را نابود میکند:
مکاشفه ۱۹:۱۱
سپس دیدم که آسمان گشوده شد، و اینک اسبی سفید، و کسی که بر آن سوار بود “”امین و راستگو”” نام داشت و با عدالت داوری کرده و جنگ میکند.
مکاشفه ۱۹:۱۹
و دیدم که آن وحش و پادشاهان زمین و لشکرهایشان گرد هم آمدهاند تا با کسی که بر اسب نشسته و لشکر او بجنگند.
مزمور ۲:۲-۴
“”پادشاهان زمین به پا خاستند، و فرمانروایان متحد شدند علیه خداوند و مسیح او،
که گفتند: “”بندهایشان را بگسلیم و طنابهایشان را از خود بیندازیم.””
او که در آسمانها نشسته است، خواهد خندید؛ خداوند آنها را مسخره خواهد کرد.””
حال، کمی منطق ساده: اگر سوارکار برای عدالت میجنگد، اما وحش و پادشاهان زمین علیه او میجنگند، پس وحش و پادشاهان زمین ضد عدالت هستند. بنابراین، آنها نماد فریب دینهای دروغینی هستند که با آنها حکومت میکنند.
فاحشه بزرگ بابل، یعنی کلیسای دروغینی که توسط روم ساخته شده است، خود را “”همسر مسیح مسحشده خداوند”” نامیده است. اما پیامبران دروغین این سازمان که بتها را میفروشند و کلمات چاپلوسانه پخش میکنند، اهداف مسیح خداوند و مقدسین واقعی را به اشتراک نمیگذارند، زیرا رهبران فاسد راه بتپرستی، تجرد یا قانونیسازی ازدواجهای ناپاک در ازای پول را برگزیدهاند. مقر مذهبی آنها پر از بتها است، از جمله کتابهای مقدس دروغین که در برابر آنها تعظیم میکنند:
اشعیا ۲:۸-۱۱
۸ سرزمین آنها پر از بتها است، و آنها در برابر کار دستان خود و آنچه انگشتانشان ساخته است، تعظیم میکنند.
۹ پس انسان تحقیر خواهد شد، و مردم پست خواهند شد؛ پس آنها را عفو نکن!
۱۰ به صخرهها برو، خود را در خاک پنهان کن، از حضور باشکوه خداوند و از جلال عظمت او بترس.
۱۱ غرور چشمان انسان فرو خواهد نشست، و تکبر مردان سرکوب خواهد شد؛ و فقط خداوند در آن روز سرافراز خواهد شد.
امثال ۱۹:۱۴
خانه و ثروت از پدران به ارث میرسد، اما یک زن خردمند از جانب خداوند است.
لاویان ۲۱:۱۴
کاهن خداوند نباید با بیوه، زن طلاقگرفته، زن ناپاک، یا زنی بدکاره ازدواج کند؛ او باید یک باکره از قوم خود را به همسری بگیرد.
مکاشفه ۱:۶
و ما را پادشاهان و کاهنان برای خدای خود گردانید؛ جلال و قدرت تا ابد از آن او باد.
اول قرنتیان ۱۱:۷
زن، جلال مرد است.
در مکاشفه این که وحش و پادشاهان زمین با سوار اسب سفید و لشکر او جنگ می کنند به چه معناست؟
معنی روشن است، رهبران جهان دست در دست پیامبران دروغین هستند که به دلایل روشنی از جمله مسیحیت، اسلام و غیره، اشاعه دهندگان ادیان دروغین حاکم در میان پادشاهی های زمین هستند. همانطور که پیداست، فریب بخشی از کتب مقدس دروغینی است که این همدستان با برچسب «کتاب مجاز ادیان» از آن دفاع میکنند، اما تنها دینی که از آن دفاع میکنم عدالت است، از حق نیکان در فریب نیرنگهای دینی دفاع میکنم.
مکاشفه 19:19 آنگاه وحش و پادشاهان زمین و لشکرهایشان را دیدم که دور هم جمع شده بودند تا با سوار بر اسب و لشکر او جنگ کنند.
این داستان من است:
خوزه، جوانی که در تعالیم کاتولیک پرورش یافته بود، مجموعهای از وقایع را تجربه کرد که با روابط پیچیده و دستکاریها مشخص میشدند. در 19 سالگی با مونیکا، زنی مالک و حسود، رابطه برقرار کرد. اگرچه خوزه احساس می کرد که باید به این رابطه پایان دهد، اما تربیت مذهبی او باعث شد که سعی کند او را با عشق تغییر دهد. با این حال، حسادت مونیکا به ویژه نسبت به ساندرا، یکی از همکلاسی هایش که در حال پیشرفت بر روی خوزه بود، تشدید شد.
ساندرا در سال 1995 با تماس های تلفنی ناشناس شروع به آزار و اذیت او کرد که در آن او با صفحه کلید صدا می کرد و تلفن را قطع کرد.
در یکی از آن مواقع، پس از اینکه خوزه در آخرین تماس با عصبانیت پرسید: “”تو کی هستی؟”” او در یکی از آن موقعیتها، فاش کرد که او همان کسی است که تماس میگیرد. در آن زمان، مونیکا که به ساندرا وسواس داشت، خوزه را تهدید کرد که به ساندرا آسیب میرساند و این باعث شد خوزه از ساندرا محافظت کند و رابطهاش با مونیکا را علیرغم میلش به پایان دادن، ادامه دهد.
سرانجام در سال 1996 خوزه از مونیکا جدا شد و تصمیم گرفت به ساندرا نزدیک شود که در ابتدا به او علاقه نشان داده بود. وقتی ژوزه سعی کرد در مورد احساساتش با او صحبت کند، ساندرا به او اجازه توضیح نداد، با کلمات توهین آمیز با او رفتار کرد و او دلیل را متوجه نشد. خوزه تصمیم گرفت از خود فاصله بگیرد، اما در سال 1997 او معتقد بود که فرصت دارد با ساندرا صحبت کند، به این امید که او تغییر نگرش خود را توضیح دهد و بتواند احساساتی را که ساندرا سکوت کرده بود به اشتراک بگذارد. در روز تولدش در ماه جولای، همانطور که یک سال پیش وقتی هنوز دوست بودند وعده داده بود، با او تماس گرفت—چیزی که در سال ۱۹۹۶ نمیتوانست انجام دهد زیرا با مونیکا بود. در آن زمان، او معتقد بود که وعدهها هرگز نباید شکسته شوند (متی ۵:۳۴-۳۷)، اما اکنون درک میکند که برخی وعدهها و سوگندها را میتوان بازنگری کرد اگر به اشتباه داده شده باشند یا اگر شخص دیگر شایستگی آن را نداشته باشد. هنگامی که تبریکش را تمام کرد و داشت تماس را قطع میکرد، ساندرا با ناامیدی التماس کرد: «صبر کن، صبر کن، میتوانیم همدیگر را ببینیم؟» این باعث شد او فکر کند که شاید ساندرا نظرش را تغییر داده و بالاخره دلیل تغییر رفتارش را توضیح خواهد داد، و این فرصت را به او میدهد که احساساتی را که تا آن لحظه در دل نگه داشته بود، بیان کند. با این حال، ساندرا هرگز به او پاسخهای روشنی نداد و با نگرشهای طفرهآمیز و معکوسکننده، فتنه را حفظ کرد.
در مواجهه با این نگرش، خوزه تصمیم گرفت دیگر به دنبال او نباشد. از آن زمان بود که مزاحمت های تلفنی مداوم شروع شد. تماس ها از همان الگوی سال 1995 پیروی کردند و این بار به خانه مادربزرگ پدری او، جایی که خوزه زندگی می کرد، هدایت شد. او متقاعد شده بود که این ساندرا است، زیرا خوزه اخیرا شماره خود را به ساندرا داده بود. این تماس ها مستمر، صبح، بعدازظهر، شب و صبح زود بود و ماه ها ادامه داشت. وقتی یکی از اعضای خانواده پاسخ داد، تلفن را قطع نکردند، اما وقتی خوزه پاسخ داد، صدای کلیک کلیدها قبل از قطع کردن شنیده میشد.
خوزه از عمه خود، صاحب خط تلفن، خواست تا ثبت تماس های دریافتی از شرکت تلفن را درخواست کند. او قصد داشت از این اطلاعات به عنوان مدرکی برای تماس با خانواده ساندرا استفاده کند و نگرانی خود را در مورد آنچه که او با این رفتار تلاش می کرد به دست آورد، ابراز کند. با این حال، عمه او بحث او را کم اهمیت جلوه داد و از کمک خودداری کرد. عجیب این بود که هیچ کس در خانه، نه عمه و نه مادربزرگ پدریاش، از این واقعیت که این تماسها نیز در صبح زود رخ داده بود، خشمگین نبودند و آنها به خود زحمت ندادند که چگونه جلوی آنها را بگیرند یا شخص مسئول را شناسایی کنند.
این ماجرا ظاهری عجیب داشت، گویی شکنجهای سازمانیافته بود. حتی زمانی که خوسه از عمهاش خواست شبها کابل تلفن را جدا کند تا بتواند بخوابد، او امتناع کرد و استدلال کرد که یکی از پسرانش که در ایتالیا زندگی میکند، ممکن است هر لحظه تماس بگیرد (با توجه به تفاوت زمانی شش ساعته بین دو کشور). چیزی که این وضعیت را حتی عجیبتر میکرد، وسواس مونیکا نسبت به ساندرا بود، در حالی که آنها حتی یکدیگر را نمیشناختند. مونیکا در موسسهای که خوسه و ساندرا ثبت نام کرده بودند، تحصیل نمیکرد، اما از زمانی که پوشهای حاوی یک پروژه گروهی از خوسه را برداشت، شروع به حسادت به ساندرا کرد. در آن پوشه نام دو زن، از جمله ساندرا، نوشته شده بود، اما به دلایلی نامعلوم، مونیکا فقط روی نام ساندرا تمرکز کرد.
اگرچه خوزه در ابتدا تماس های تلفنی ساندرا را نادیده می گرفت، اما به مرور زمان او را تسلیم کرد و دوباره با ساندرا تماس گرفت، تحت تأثیر آموزه های کتاب مقدس که توصیه می کرد برای کسانی که او را آزار می دادند دعا کند. با این حال، ساندرا او را از نظر عاطفی دستکاری کرد و به طور متناوب بین توهین و درخواست از او برای ادامه یافتن او استفاده کرد. پس از ماه ها از این چرخه، خوزه متوجه شد که همه اینها یک تله است. ساندرا به دروغ او را به آزار و اذیت جنسی متهم کرد و گویی این به اندازه کافی بد نبود، ساندرا چند تبهکار را فرستاد تا خوزه را کتک بزنند.
آن سهشنبه، ژوزه هیچ چیزی نمیدانست. اما در همان لحظه، ساندرا از قبل کمینی را که برایش ترتیب داده بود، آماده کرده بود.
چند روز قبل، ژوزه این وضعیت را برای دوستش یوهان تعریف کرده بود. یوهان نیز رفتارهای ساندرا را عجیب دانسته و حتی فکر کرده بود که شاید این رفتارها به دلیل طلسمی باشد که مونیکا انجام داده است.
آن شب، ژوزه به محله قدیمیاش که در سال ۱۹۹۵ در آن زندگی میکرد، رفت و در آنجا با یوهان ملاقات کرد. در میان گفتوگو، یوهان به ژوزه پیشنهاد داد که ساندرا را کاملاً فراموش کند و با هم به یک کلوب شبانه بروند و دختران جدیدی را بشناسند.
“”شاید دختری را پیدا کنی که باعث شود او را فراموش کنی.””
ژوزه این ایده را پسندید و هر دو سوار اتوبوسی شدند که به مرکز لیما میرفت.
مسیر اتوبوس از مقابل مؤسسه IDAT میگذشت. ژوزه ناگهان چیزی را به یاد آورد.
“”آه، راست میگویی! من شنبهها اینجا کلاس دارم و هنوز شهریه را پرداخت نکردهام!””
او این شهریه را از پولی که پس از فروش رایانهاش به دست آورده بود و همچنین از کار کوتاهمدتی که در یک انبار انجام داده بود، پرداخت میکرد. اما در آنجا، کارگران را روزی ۱۶ ساعت کار میکشیدند، درحالیکه فقط ۱۲ ساعت را ثبت میکردند. بدتر از آن، اگر کسی قبل از یک هفته استعفا میداد، هیچ حقوقی به او پرداخت نمیشد. به همین دلیل ژوزه مجبور به ترک آن کار شد.
ژوزه به یوهان رو کرد و گفت:
“”من اینجا شنبهها کلاس دارم. حالا که اینجاییم، بگذار شهریه را پرداخت کنم و بعد به کلوب شبانه برویم.””
اما به محض این که ژوزه از اتوبوس پیاده شد، صحنهای غیرمنتظره را دید. ساندرا در گوشه مؤسسه ایستاده بود!
با تعجب به یوهان گفت:
“”یوهان، نگاه کن! ساندرا آنجاست! باورم نمیشود! چه تصادفی! این همان دختری است که دربارهاش به تو گفتم، همان کسی که رفتار عجیبی دارد. اینجا منتظر باش، میخواهم از او بپرسم که آیا نامههایی را که برایش فرستادهام، دریافت کرده یا نه. میخواهم بفهمم چرا اینگونه رفتار میکند و علت تماسهای مداومش را بداند.””
یوهان منتظر ماند و ژوزه به سمت ساندرا رفت و از او پرسید:
“”ساندرا، نامههایم را خواندی؟ حالا میتوانی به من بگویی که چه اتفاقی افتاده است؟””
اما ژوزه هنوز صحبتش را تمام نکرده بود که ساندرا دستش را بلند کرد و با اشارهای نامحسوس علامتی داد.
و درست مثل اینکه همهچیز از قبل برنامهریزی شده بود، سه مرد از نقاط مختلف ظاهر شدند. یکی در وسط خیابان، یکی پشت سر ساندرا و دیگری پشت سر ژوزه!
مردی که پشت ساندرا بود، با لحنی خشن جلو آمد و گفت:
“”پس تو همان کسی هستی که دخترعمهام را اذیت میکنی؟””
ژوزه با حیرت پاسخ داد:
“”چی؟ من او را اذیت میکنم؟ برعکس، این اوست که مدام مرا تماس میگیرد! اگر نامهام را بخوانی، میبینی که فقط میخواستم پاسخی برای تماسهای عجیبش پیدا کنم!””
اما قبل از این که بتواند بیشتر توضیح دهد، مردی که پشت سرش بود، گردنش را گرفت و او را به زمین انداخت. سپس آن مرد و مردی که ادعا میکرد پسرعموی ساندرا است، شروع به لگد زدن به او کردند. مرد سوم نیز جیبهای ژوزه را گشت.
سه نفر علیه یک نفر که روی زمین افتاده بود!
خوشبختانه، یوهان وارد درگیری شد و به ژوزه فرصت داد تا از زمین بلند شود. اما مرد سوم شروع به برداشتن سنگ کرد و آنها را به سمت ژوزه و یوهان پرتاب کرد!
در همان لحظه، یک پلیس راهنمایی و رانندگی وارد شد و درگیری را متوقف کرد. او به ساندرا گفت:
“”اگر او تو را اذیت میکند، پس به طور رسمی شکایت کن.””
ساندرا با اضطراب از آنجا فرار کرد، چون میدانست که دروغش آشکار خواهد شد.
ژوزه، که از این خیانت شوکه شده بود، میخواست ساندرا را به خاطر آزارهایش گزارش دهد، اما چون هیچ مدرکی نداشت، این کار را نکرد. اما چیزی که او را بیش از همه حیرتزده کرد، حمله نبود، بلکه سؤالی بود که در ذهنش تکرار میشد:
“”ساندرا چطور میدانست که من اینجا خواهم بود؟””
چون او فقط شنبهها صبح به آن مؤسسه میرفت و حضور او در آن شب کاملاً تصادفی بود!
هرچه بیشتر به این راز فکر میکرد، احساس ترس بیشتری میکرد.
“”ساندرا یک دختر عادی نیست… شاید او یک جادوگر است و قدرتهایی فراطبیعی دارد!””
این وقایع اثر عمیقی بر خوزه گذاشت که به دنبال عدالت و افشای کسانی است که او را دستکاری کردند. علاوه بر این، او به دنبال از بین بردن توصیه های موجود در کتاب مقدس است، مانند: برای کسانی که به شما توهین می کنند دعا کنید، زیرا با پیروی از آن توصیه، در دام ساندرا افتاد.
شهادت خوزه █
من، خوسه کارلوس گالیندو هینوستروزا، نویسندهٔ وبلاگهای زیر هستم:
https://lavirgenmecreera.com
https://ovni03.blogspot.com و وبلاگهای دیگر.
من در پرو متولد شدم. این عکس متعلق به من است و در سال ۱۹۹۷ گرفته شده است. در آن زمان ۲۲ ساله بودم و درگیر توطئههای ساندرا الیزابت، همکلاسی سابقم در مؤسسه IDAT، بودم. در آن دوران، از رفتارهایش سردرگم بودم (او به روشی بسیار پیچیده و طولانی مرا آزار داد که توضیح آن در این تصویر ممکن نیست، اما در بخش پایینی این وبلاگ: ovni03.blogspot.com و در این ویدیو:
آن را روایت کردهام). احتمال اینکه مونیکا نیوس، نامزد سابقم، به او جادو کرده باشد را رد نکردم.
هنگامی که به دنبال پاسخ در کتاب مقدس بودم، در متی ۵ خواندم:
“”برای کسانی که به شما توهین میکنند دعا کنید.””
در آن روزها، ساندرا به من توهین میکرد و همزمان میگفت که نمیداند چه اتفاقی برایش افتاده است، اینکه میخواهد همچنان دوست من باشد و باید مدام به او زنگ بزنم و دنبالش بروم. این روند پنج ماه طول کشید. به طور خلاصه، ساندرا وانمود میکرد که چیزی او را تسخیر کرده تا مرا در سردرگمی نگه دارد.
دروغهای کتاب مقدس باعث شد فکر کنم که افراد خوب ممکن است به دلیل یک روح شیطانی رفتار بدی داشته باشند. به همین دلیل، توصیه به دعا کردن برای او چندان غیرمنطقی به نظر نمیرسید، زیرا ساندرا ابتدا وانمود میکرد که دوست است، و من فریبش را خوردم.
دزدان اغلب از استراتژی تظاهر به نیت خوب استفاده میکنند:
برای دزدی از مغازهها، وانمود میکنند که مشتری هستند.
برای گرفتن عشر، تظاهر میکنند که کلام خدا را موعظه میکنند، اما در واقع، آموزههای روم را تبلیغ میکنند.
ساندرا الیزابت تظاهر کرد که دوست است، سپس تظاهر کرد که دوستی گرفتار مشکلات است و به کمک من نیاز دارد، اما همه اینها فقط برای بدنام کردن من و کمین گذاشتن با سه مجرم بود. احتمالاً این کار را از سر کینه انجام داد، زیرا یک سال قبل پیشنهادهایش را رد کرده بودم، چون عاشق مونیکا نیوس بودم و به او وفادار ماندم. اما مونیکا به وفاداری من اعتماد نداشت و تهدید کرد که ساندرا الیزابت را خواهد کشت. به همین دلیل، رابطهام را با مونیکا به آرامی و در طی هشت ماه به پایان رساندم تا او فکر نکند که دلیلش ساندرا بوده است.
اما ساندرا الیزابت چگونه جواب داد؟ با دروغ. او به دروغ مرا متهم به آزار جنسی کرد و با همین بهانه، سه مجرم را دستور داد که مرا بزنند، آن هم در برابر چشمان خودش.
تمام این ماجرا را در وبلاگم و در ویدیوهایم در یوتیوب شرح دادهام:
نمیخواهم دیگر انسانهای درستکار مثل من چنین تجربیات تلخی داشته باشند. به همین دلیل، این را نوشتم.
میدانم که این حقیقت ناعادلانی مانند ساندرا را ناراحت خواهد کرد، اما حقیقت مانند انجیل واقعی است و تنها به نفع افراد درستکار است.
شر خانواده خوزه بیشتر از ساندرا است:
شرارت خانواده خوزه از شرارت ساندرا نیز فراتر میرود
خوزه با خیانتی ویرانگر از سوی خانواده خود مواجه شد. آنها نه تنها از کمک به او برای متوقف کردن آزار و اذیتهای ساندرا خودداری کردند، بلکه او را به دروغ به بیماری روانی متهم کردند. اعضای خانوادهاش از این اتهامات به عنوان بهانهای برای ربودن و شکنجهی او استفاده کردند و دو بار او را به مراکز بیماران روانی و بار سوم به یک بیمارستان فرستادند.
همه چیز از زمانی شروع شد که خوزه خروج ۲۰:۵ را خواند و تصمیم گرفت کاتولیک نباشد. از آن لحظه به بعد، او از آموزههای کلیسا خشمگین شد و به تنهایی علیه دکترینهای آن اعتراض کرد. همچنین به خانوادهاش توصیه کرد که دعا کردن به تصاویر را متوقف کنند. او به آنها گفت که برای یک دوستش (ساندرا) دعا میکند که به نظر میرسید جادو شده یا تسخیر شده باشد. خوزه به دلیل آزار و اذیتهای ساندرا تحت استرس شدیدی بود، اما خانوادهاش تحمل نکردند که او از آزادی دینی خود استفاده کند. در نتیجه، آنها زندگی حرفهای، سلامت و اعتبار او را نابود کردند و او را در مراکز بیماران روانی بستری کردند، جایی که به او داروهای آرامبخش تزریق شد.
آنها نه تنها او را برخلاف میلش بستری کردند، بلکه پس از آزادی، او را مجبور کردند که با تهدید به بستری شدن مجدد، همچنان داروهای روانپزشکی مصرف کند. خوزه برای رهایی از این وضعیت تلاش کرد و در دو سال آخر این بیعدالتی، پس از نابودی حرفهی برنامهنویسیاش، مجبور شد بدون دریافت حقوق در رستوران عمویی که به او خیانت کرده بود کار کند. در ۲۰۰۷، خوزه کشف کرد که این عمو بدون اطلاع او داروهای روانپزشکی را در غذای ناهارش میریزد. او به لطف یکی از کارکنان آشپزخانه به نام لیدیا توانست حقیقت را کشف کند.
بین ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۷، خوزه تقریباً ده سال از جوانی خود را به دلیل خیانت خانوادهاش از دست داد. با نگاهی به گذشته، او متوجه شد که اشتباه او این بود که برای رد کاتولیک بودن، از کتاب مقدس دفاع کرد، زیرا خانوادهاش هرگز به او اجازه ندادند که آن را بخواند. آنها این بیعدالتی را در حق او انجام دادند، زیرا میدانستند که او منابع مالی برای دفاع از خود ندارد.
وقتی او سرانجام از مصرف اجباری داروها آزاد شد، فکر کرد که اعضای خانوادهاش شروع به احترام گذاشتن به او کردهاند. حتی داییها و پسرعموهای مادریاش به او پیشنهاد کار دادند، اما سالها بعد، دوباره به او خیانت کردند و او را مجبور به استعفا کردند. این موضوع باعث شد که خوزه بفهمد که نباید هرگز آنها را میبخشید، زیرا نیتهای بدشان آشکار شد.
از آن لحظه، او تصمیم گرفت که دوباره کتاب مقدس را مطالعه کند و در ۲۰۰۷ شروع به کشف تناقضات آن کرد. کمکم متوجه شد که چرا خدا اجازه داده بود که خانوادهاش در جوانی او را از دفاع از کتاب مقدس منع کنند. او تناقضات کتاب مقدس را کشف کرد و شروع به افشای آنها در وبلاگهایش کرد، جایی که همچنین داستان ایمان و رنجهایی که از سوی ساندرا و به ویژه خانواده خودش متحمل شده بود را بازگو کرد.
به همین دلیل، در دسامبر ۲۰۱۸، مادرش با کمک پلیسهای فاسد و یک روانپزشک که یک گواهی جعلی صادر کرد، دوباره تلاش کرد او را برباید. آنها او را “”یک اسکیزوفرنیک خطرناک”” توصیف کردند تا دوباره او را زندانی کنند، اما این نقشه شکست خورد زیرا او در خانه نبود. شاهدانی برای این حادثه وجود داشتند و خوزه، صداهایی را به عنوان مدرک در شکایت خود به مقامات پرو ارائه داد، اما شکایت او رد شد.
خانوادهاش کاملاً میدانستند که او دیوانه نیست: او یک شغل ثابت، یک فرزند و مادر فرزندش را برای مراقبت کردن داشت. با این حال، با وجود دانستن حقیقت، آنها تلاش کردند که او را با همان اتهامات قدیمی بربایند. مادرش و سایر بستگان متعصب کاتولیک او این اقدام را رهبری کردند. هرچند که وزارتخانه شکایت او را نادیده گرفت، خوزه در وبلاگهایش تمام این مدارک را منتشر کرد و نشان داد که شرارت خانوادهاش از شرارت ساندرا نیز فراتر میرود.
در اینجا شواهدی از آدمرباییها با استفاده از تهمت خیانتکاران آورده شده است:
“”این مرد یک اسکیزوفرنیک است که به شدت نیاز به درمان روانپزشکی و مصرف دارو برای تمام عمر دارد.””
.”




اینجا ثابت میکنم که توانایی منطقی بالایی دارم، نتایج من را جدی بگیرید. https://ntiend.me/wp-content/uploads/2024/12/math21-progam-code-in-turbo-pascal-bestiadn-dot-com.pdf
If I*8=44 then I=5.50



“کوپید همراه با دیگر خدایان بت پرست (فرشتگان سقوط کرده، به عذاب ابدی برای شورش خود علیه عدالت فرستاده شده اند) به جهنم محکوم می شود.
استناد به این عبارات به معنای دفاع از کل کتاب مقدس نیست. اگر اول یوحنا 5:19 می گوید که “”تمام جهان در قدرت شریر است””، اما حاکمان به کتاب مقدس سوگند یاد می کنند، شیطان با آنها حکومت می کند. اگر شیطان با آنها حکومت می کند، تقلب نیز با آنها حکم می کند. بنابراین، کتاب مقدس حاوی برخی از آن تقلب است که در میان حقایق استتار شده است. با پیوند این حقایق می توان فریبکاری های آن را افشا کرد. افراد صالح باید این حقایق را بدانند تا اگر فریب دروغ های اضافه شده به کتاب مقدس یا سایر کتب مشابه را خوردند، بتوانند خود را از شر آنها رها کنند.
دانیال 12:7 و شنیدم که مردی که کتانی پوشیده بود، که بر آبهای رودخانه بود، دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان بلند کرد و به او که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد که برای مدتی، زمانها و نیمی از زمان خواهد بود. و هنگامی که پراکندگی قدرت قوم مقدس انجام شود، همه این چیزها تحقق خواهد یافت.
با توجه به اینکه «شیطان» به معنای «تهمت زن» است، طبیعی است که انتظار داشته باشیم که شکنجه گران رومی، که دشمن مقدسین هستند، بعداً در مورد مقدسین و پیام های آنها شهادت دروغ داده باشند. بنابراین، آنها خودشان شیطان هستند، و نه موجودی نامحسوس که وارد و خارج می شود، همانطور که دقیقاً با آیاتی مانند لوقا 22: 3 («سپس شیطان به یهودا وارد شد…»)، مرقس 5: 12-13 (شیاطین وارد خوک ها می شوند) و یوحنا 13:27 («بعد از او، شیطان وارد شد» به این باور رسیدیم.
هدف من این است: کمک به افراد صالح که قدرت خود را با باور به دروغ های فریبکارانی که پیام اصلی را جعل کرده اند، هدر ندهند، پیامی که هرگز از کسی نمی خواست در برابر چیزی زانو بزند یا برای چیزی که همیشه قابل مشاهده بود دعا کند.
تصادفی نیست که در این تصویر که توسط کلیسای روم تبلیغ می شود، کوپید در کنار دیگر خدایان بت پرست ظاهر می شود. آنها نام مقدسین واقعی را به این خدایان دروغین داده اند، اما ببینید این مردان چگونه لباس می پوشند و موهای خود را چگونه بلند می کنند. همه اینها در تضاد با وفاداری به قوانین خدا است، زیرا این نشانه طغیان است، نشانه فرشتگان یاغی (تثنیه 22:5).
مار، شیطان یا شیطان (تهمت زن) در جهنم (اشعیا 66:24، مرقس 9:44). متی 25:41: “”سپس به کسانی که در سمت چپ هستند خواهند گفت: “”از من دور شوید، ای نفرین شده، به آتش ابدی که برای شیطان و فرشتگان او آماده شده است.”” جهنم: آتش ابدی که برای مار و فرشتگان او آماده شده است (مکاشفه 12: 7-12)، به دلیل اینکه حقایق را با قرآن و بدعت ها برای داشتن کتاب مقدس خلق کرده اند، برای داشتن کتاب مقدس، بدعت ها و بدعت ها را ایجاد کرده اند. انجیل هایی که آنها را آخرالزمان می نامیدند، تا به دروغ های موجود در کتب مقدس دروغین اعتبار بخشند، همه در طغیان علیه عدالت.
کتاب خنوخ 95:6: “”وای بر شما ای شاهدان دروغین، و بر آنانی که بهای بی عدالتی را متحمل می شوند، زیرا شما ناگهان هلاک خواهید شد.”” کتاب خنوخ 95:7: «وای بر شما ای ستمکاران که عادلان را آزار میدهید، زیرا خود شما بهسبب آن بیعدالتی تسلیم و جفا خواهید شد، و سنگینی بار شما بر دوش شما خواهد افتاد.» امثال 11: 8: “”عادل از مصیبت رهایی می یابد و عادل به جای او وارد می شود.”” امثال 16: 4: “”خداوند همه چیز را برای خود آفریده است، حتی شریران را برای روز بد.””
کتاب خنوخ 94:10: «ای ستمکاران، به شما میگویم که آنکه شما را آفرید، شما را برانداز خواهد کرد. خداوند به هلاکت شما رحم نخواهد کرد، اما خداوند از هلاکت شما خوشحال خواهد شد.» شیطان و فرشتگانش در جهنم: مرگ دوم. آنها سزاوار این هستند که علیه مسیح و شاگردان وفادارش دروغ بگویند و آنها را متهم کنند که نویسندگان کفرگویی های روم در کتاب مقدس هستند، مانند عشق آنها به شیطان (دشمن).
اشعیا 66:24: «آنها بیرون خواهند رفت و لاشه مردانی را که بر من تجاوز کرده اند، خواهند دید. زیرا کرم آنها نخواهد مرد و آتش آنها خاموش نخواهد شد. و برای همه مردم مکروه خواهند بود.» مرقس 9:44: “”جایی که کرم آنها نمی میرد و آتش خاموش نمی شود.”” مکاشفه 20:14: «و مرگ و هادس به دریاچه آتش افکنده شد. این دومین مرگ است، دریاچه آتش.»
آیا فکر میکنی ترجمه کتاب مقدس به همه زبانها و موعظه آن در همه ملتها پادشاهی خدا و عدالتش را خواهد آورد؟ رم متون جعلی ساخت زیرا هرگز آنهایی را که پنهان کرده بود نپذیرفت؛ هدفش: ملتهایی که توسط امپراتوریش سرکوب شدهاند تسلیم شوند، نه اینکه آنچه را که از آنها دزدیده باز پس گیرند. رم این را بهصورت مکتوب گذاشت: متی ۵:۳۹-۴۱، آموزه برگرداندن گونه دیگر و غارت بدون مجازات.
چوپانی که به گوسفندان میگوید ‘گرگها را دوست بدارید’ یا ‘با گرگها مانند گوسفند رفتار کنید’ چوپان خوبی نیست. سخنان چوپان نیکو توسط امپراتوری گرگها تحریف شده است.
Даниил 12:12 Кто такие блаженные? Что значит достичь славы на небесах? Не все считают это определением славы. Но я — да, и уверен, что они тоже. https://144k.xyz/2025/07/28/%d0%b4%d0%b0%d0%bd%d0%b8%d0%b8%d0%bb-1212-%d0%ba%d1%82%d0%be-%d1%82%d0%b0%d0%ba%d0%b8%d0%b5-%d0%b1%d0%bb%d0%b0%d0%b6%d0%b5%d0%bd%d0%bd%d1%8b%d0%b5-%d1%87%d1%82%d0%be-%d0%b7%d0%bd%d0%b0%d1%87%d0%b8/
“”Si te gustan estas frases”” en 24 idiomas…
کلام شیطان: ‘روم فخر میکند که تصویر و راه مرا رها کرده است؛ اکنون از کسی پیروی میکند که مرا انکار کرد. اما چه عجیب… چهرهاش تقریباً مانند من است و در راهش فرمان میدهد که مرا دوست بدارند، با اینکه من دشمنم.’
“”Si te gustan estas frases”” en 24 idiomas…
1
پیامبر دروغین خواهان شهرت است؛ پیامبر حقیقی خواهان عدالت است.
هنگامی که مجسمه شکسته میشود، نمیتواند احساس کند، بشنود، ببیند یا عمل کند—تنها جیب پیامبر دروغین درد را احساس میکند.
Пазете се от вярата в евангелието на антихриста (Добра новина за несправедливите, макар и фалшива) , Bulgarian , #CILEZ https://shewillfind.me/2025/01/22/%d0%bf%d0%b0%d0%b7%d0%b5%d1%82%d0%b5-%d1%81%d0%b5-%d0%be%d1%82-%d0%b2%d1%8f%d1%80%d0%b0%d1%82%d0%b0-%d0%b2-%d0%b5%d0%b2%d0%b0%d0%bd%d0%b3%d0%b5%d0%bb%d0%b8%d0%b5%d1%82%d0%be-%d0%bd%d0%b0-%d0%b0%d0%bd/
اگر از این نقلقولها خوشتان میآید، میتوانید به وبسایت من سر بزنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/ideas.html
برای دیدن فهرستی از ویدئوها و پستهای مرتبطتر من به بیش از ۲۴ زبان، با فیلتر کردن فهرست بر اساس زبان، به این صفحه مراجعه کنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/explorador-de-publicaciones-en-blogs-de.html
کلام شیطان: ‘دوسروں کے ساتھ وہی کرو جو تم چاہتے ہو کہ وہ تمہارے ساتھ کریں… چاہے ان میں سے کچھ ناجائز ہوں جو بھلائی کا بدلہ برائی سے دیتے ہیں۔’
اگر از این نقلقولها خوشتان میآید، میتوانید به وبسایت من سر بزنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/ideas.html
برای دیدن فهرستی از ویدئوها و پستهای مرتبطتر من به بیش از ۲۴ زبان، با فیلتر کردن فهرست بر اساس زبان، به این صفحه مراجعه کنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/explorador-de-publicaciones-en-blogs-de.html
پیامبر دروغین قسم میخورد که مجسمه گریه میکند… اما فقط وقتی که دوربینها در حال فیلمبرداری و کمکها باز هستند.
کلام شیطان: «کسانی که شک نمیکنند مورد علاقه من هستند… زیرا هرگز حقیقت را کشف نخواهند کرد.»
Даниил 12:12 Кто такие блаженные? Что значит достичь славы на небесах? Не все считают это определением славы. Но я — да, и уверен, что они тоже. https://144k.xyz/2025/07/28/%d0%b4%d0%b0%d0%bd%d0%b8%d0%b8%d0%bb-1212-%d0%ba%d1%82%d0%be-%d1%82%d0%b0%d0%ba%d0%b8%d0%b5-%d0%b1%d0%bb%d0%b0%d0%b6%d0%b5%d0%bd%d0%bd%d1%8b%d0%b5-%d1%87%d1%82%d0%be-%d0%b7%d0%bd%d0%b0%d1%87%d0%b8/
آیا ترجمه کتاب مقدس به همه زبانها، پادشاهی خدا را نزدیکتر میکند یا فریب را تداوم میبخشد؟ روم آیاتى ساخت تا ملتهایى را که فتح کرده بود مطیع کند و حق مطالبه عدالت را محو نماید. متی ۵:۳۹-۴۱: گونه دیگر در خدمت غارتگر.
کلام شیطان: ‘روم فخر میکند که تصویر و راه مرا رها کرده است؛ اکنون از کسی پیروی میکند که مرا انکار کرد. اما چه عجیب… چهرهاش تقریباً مانند من است و در راهش فرمان میدهد که مرا دوست بدارند، با اینکه من دشمنم.’
“”Si te gustan estas frases”” en 24 idiomas…
1
Пазете се от вярата в евангелието на антихриста (Добра новина за несправедливите, макар и фалшива) , Bulgarian , #CILEZ https://shewillfind.me/2025/01/22/%d0%bf%d0%b0%d0%b7%d0%b5%d1%82%d0%b5-%d1%81%d0%b5-%d0%be%d1%82-%d0%b2%d1%8f%d1%80%d0%b0%d1%82%d0%b0-%d0%b2-%d0%b5%d0%b2%d0%b0%d0%bd%d0%b3%d0%b5%d0%bb%d0%b8%d0%b5%d1%82%d0%be-%d0%bd%d0%b0-%d0%b0%d0%bd/
پیامبر کاذب میگوید: «خداوند همه ظلمها را میبخشد… به جز بدگویی از دگمهای ما.»
کلام شیطان: ‘دوسروں کے ساتھ وہی کرو جو تم چاہتے ہو کہ وہ تمہارے ساتھ کریں… چاہے ان میں سے کچھ ناجائز ہوں جو بھلائی کا بدلہ برائی سے دیتے ہیں۔’
اگر از این نقلقولها خوشتان میآید، میتوانید به وبسایت من سر بزنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/ideas.html
برای دیدن فهرستی از ویدئوها و پستهای مرتبطتر من به بیش از ۲۴ زبان، با فیلتر کردن فهرست بر اساس زبان، به این صفحه مراجعه کنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/explorador-de-publicaciones-en-blogs-de.html
چوپانی که به گوسفندان میگوید ‘گرگها را دوست بدارید’ یا ‘با گرگها مانند گوسفند رفتار کنید’ چوپان خوبی نیست. سخنان چوپان نیکو توسط امپراتوری گرگها تحریف شده است.
Даниил 12:12 Кто такие блаженные? Что значит достичь славы на небесах? Не все считают это определением славы. Но я — да, и уверен, что они тоже. https://144k.xyz/2025/07/28/%d0%b4%d0%b0%d0%bd%d0%b8%d0%b8%d0%bb-1212-%d0%ba%d1%82%d0%be-%d1%82%d0%b0%d0%ba%d0%b8%d0%b5-%d0%b1%d0%bb%d0%b0%d0%b6%d0%b5%d0%bd%d0%bd%d1%8b%d0%b5-%d1%87%d1%82%d0%be-%d0%b7%d0%bd%d0%b0%d1%87%d0%b8/
“”Si te gustan estas frases”” en 24 idiomas…
هنگامی که مجسمه شکسته میشود، نمیتواند احساس کند، بشنود، ببیند یا عمل کند—تنها جیب پیامبر دروغین درد را احساس میکند.
Пазете се от вярата в евангелието на антихриста (Добра новина за несправедливите, макар и фалшива) , Bulgarian , #CILEZ https://shewillfind.me/2025/01/22/%d0%bf%d0%b0%d0%b7%d0%b5%d1%82%d0%b5-%d1%81%d0%b5-%d0%be%d1%82-%d0%b2%d1%8f%d1%80%d0%b0%d1%82%d0%b0-%d0%b2-%d0%b5%d0%b2%d0%b0%d0%bd%d0%b3%d0%b5%d0%bb%d0%b8%d0%b5%d1%82%d0%be-%d0%bd%d0%b0-%d0%b0%d0%bd/
اگر از این نقلقولها خوشتان میآید، میتوانید به وبسایت من سر بزنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/ideas.html
برای دیدن فهرستی از ویدئوها و پستهای مرتبطتر من به بیش از ۲۴ زبان، با فیلتر کردن فهرست بر اساس زبان، به این صفحه مراجعه کنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/explorador-de-publicaciones-en-blogs-de.html
کلام شیطان: «کسانی که شک نمیکنند مورد علاقه من هستند… زیرا هرگز حقیقت را کشف نخواهند کرد.»
کلام شیطان: ‘روم فخر میکند که تصویر و راه مرا رها کرده است؛ اکنون از کسی پیروی میکند که مرا انکار کرد. اما چه عجیب… چهرهاش تقریباً مانند من است و در راهش فرمان میدهد که مرا دوست بدارند، با اینکه من دشمنم.’
“”Si te gustan estas frases”” en 24 idiomas…
1
کلام شیطان: ‘دوسروں کے ساتھ وہی کرو جو تم چاہتے ہو کہ وہ تمہارے ساتھ کریں… چاہے ان میں سے کچھ ناجائز ہوں جو بھلائی کا بدلہ برائی سے دیتے ہیں۔’
اگر از این نقلقولها خوشتان میآید، میتوانید به وبسایت من سر بزنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/ideas.html
برای دیدن فهرستی از ویدئوها و پستهای مرتبطتر من به بیش از ۲۴ زبان، با فیلتر کردن فهرست بر اساس زبان، به این صفحه مراجعه کنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/explorador-de-publicaciones-en-blogs-de.html
¿Es la inteligencia de Satanás digna de respeto?, ¿Es la inteligencia del Diablo digna de admiración?, ¿Es el Diablo digno de adoración?, ¿Es una decisión inteligente adorar a Satanás como lo hacen cientos de millones de personas? https://gabriels.work/2024/02/01/es-la-inteligencia-de-satanas-digna-de-respeto-es-la-inteligencia-del-diablo-digna-de-admiracion-es-el-diablo-digno-de-adoracion-es-una-decision-inteligente-adorar-a-sata/
Videos 1171-1180 – Los pecados de los santos serán perdonados porque no reincidirán, pero los pecados de los injustos nunca serán perdonados. https://ntiend.me/2024/07/24/videos-1171-1180-los-pecados-de-los-santos-seran-perdonados-porque-no-reincidiran-pero-los-pecados-de-los-injustos-nunca-seran-perdonados/
جایی که پرستش حاکم است، داوری می میرد. زئوس میگوید: ‘…دیگر تصویر مرا نمیپرستند، بلکه تصویر او را. رهایم کنید —تصویر او فقط به دلیلی عجیب شبیه تصویر من است. پیروان من خوردن گوشت خوک را مجاز میدانستند، و پیروان او… نیز همینطور. پس بدیهی است که آن تصویر، تصویر من نیست.’ آیا از ابتدا همه چیز به هم مرتبط بوده است؟”










Zona de Descargas │ Download Zone │ Area Download │ Zone de Téléchargement │ Área de Transferência │ Download-Bereich │ Strefa Pobierania │ Зона Завантаження │ Зона Загрузки │ Downloadzone │ 下载专区 │ ダウンロードゾーン │ 다운로드 영역 │ منطقة التنزيل │ İndirme Alanı │ منطقه دانلود │ Zona Unduhan │ ডাউনলোড অঞ্চল │ ڈاؤن لوڈ زون │ Lugar ng Pag-download │ Khu vực Tải xuống │ डाउनलोड क्षेत्र │ Eneo la Upakuaji │ Zona de Descărcare
Archivos .DOCX, .XLXS & .PDF Files





















































































